تبليغاتX
ثروت و پول

ثروت و پول

ثروت و پول

والتون‌ها خانواده‌ای ثروتمندتر از بیل گیتس

والتون‌ها خانواده‌ای ثروتمندتر از بیل گیتس

والتون‌ها خانواده‌ای ثروتمندتر از بیل گیتس

خانم کریستی روث والتون که به همراه آلیس والتون با ثروت 6/17 میلیارد دلاری خود در جایگاه نخست ثروتمندترین زنان جهان و جایگاه دوازدهم ثروتمندترین افراد دنیا قرار دارد، همسر جان تی. والتون است.

 جان والتون یکی از پسران سام والتون موسس فروشگاه زنجیره‌ای وال مارت است که در سال 2005 در گذشت

کریستی والتون 54 ساله، این ثروت هنگفت را پس از مرگ همسرش به ارث برده است. خانم کریستی والتون نیز مانند آلیس والتون به کارهای خیرخواهانه می‌پردازد و یک خانه 7 جریبی با نام سنت‌دیگو را به موسسات خیریه بخشیده است. وی هم‌اکنون در جکسون، ویومینگ به همراه پسرش لوکاس زندگی می‌کند.
جان توماس والتون، همسر کریستی والتون در 8 اکتبر سال 1946 در نیوپورت ایالت آرکانزاس متولد شد. او در زمان حیات خود رییس «ترو نورث پارتنرز»، یک بنگاه سرمایه‌گذاری بود.
جان از دبیرستان بنتون‌ویل فارغ‌التحصیل شد. او در آن مدرسه یک ستاره فوتبال بود. وی پس از فارغ‌التحصیلی، برای ادامه تحصیل به کالج ووستر در شهر ووستر ایالت اوهایو رفت، اما در سال 1968 کالج را برای پیوستن به ارتش آمریکا، رها کرد. جان در طول جنگ ویتنام، به عنوان عضوی از گروه تحقیق و جست‌وجو در ارتش خدمت می‌کرد. وی پس از بازگشت از ویتنام آموزش خلبانی دید و پرواز را یاد گرفت. سپس به عنوان خلبان برای وال مارت مشغول به کار شد، اما پس از مدتی شرکت را رها کرد تا با هواپیماهای سمپاشی روی مزارع کتان بسیاری از ایالت‌های جنوبی کار کند. وی همچنین یکی از شرکا در تاسیس شرکت ساتلاک، یک شرکت وسایل و تجهیزات هوایی بود. این شرکت در استفاده از تکنولوژی مسیریابی ماهواره‌ای (
GPS) در صنعت سم‌پاشی کشاورزی پیشتاز بود. جان والتون سپس به سنت دیگو نقل مکان کرد و در آنجا شرکت کورسر مارین که نوع خاصی از قایق‌های بادبانی تولید می‌کرد، تاسیس کرد. او مدتی در کلرادو نیز زندگی کرد. جان به اسکی، دوچرخه سواری در کوهستان، کوهنوردی، موتور سیکلت‌سواری و ورزش‌های پر هیجان دیگر بسیار علاقه داشت. جان والتون در سال 1998 به عنوان عضوی از «میزگرد بشردوستی» والتون و به همراه یکی از دوستانش صندوق کمک هزینه تحصیلی برای کودکان را برای کمک به ادامه تحصیل کودکانی که از خانواده‌های کم‌درآمد بودند و فرستادن آنها به مدارس خصوصی، تاسیس کرد. وی حتی پس از تاسیس این صندوق همچنان به حمایت مالی خود از آن ادامه داد.
جان والتون در 27 ژوئن سال 2005 زمانی که هواپیمای آزمایشی‌اش که وی خلبان آن بود، در جکسون در ویومینگ سقوط کرد، جان خود را از دست داد. هواپیمای جان در ساعت 12:20 به وقت محلی و درست کمی ‌بعد از برخاستن از فرودگاه جکسون هول سقوط کرد. بعدها گزارش شد که والتون قبل از پرواز تنظیمات هواپیما را ناقص انجام داده که باعث شده وی نتواند ارتفاع هواپیما را کنترل کرده و سقوط کند.
مجله فوربز درست کمی ‌قبل از مرگ جان والتون، ثروت خالص وی را 2/18 میلیارد دلار برآورد کرده بود. وی در آن زمان به همراه برادرش جیم در جایگاه چهارم ثروتمندان ایالات متحده و یازدهمین فرد ثروتمند جهان قرار داشت. بازماندگان وی همسرش کریستی و پسرشان لوکاس و همچنین دو برادرش جیم و اس. رابسون و خواهرش آلیس‌والتون هستند.
میلیاردری دیگر از خانواده والتون‌ها ساموئل رابسون والتون متولد سال 1945 در تولسا در ایالت اوکلاهامای آمریکا، بزرگترین پسر سام والتون، نیز با ثروت 6/17 میلیارد دلاری خود به همراه آلیس و کریستی والتون در جایگاه دوازدهم ثروتمندترین افراد دنیا قرار دارد. وی در حال حاضر رییس کمپانی وال مارت در سطح جهانی است. راب در کالج ووستر تحصیل کرده و سپس در سال 1966 از دانشگاه آرکانزاس با مدرک لیسانس مدیریت اجرایی در کسب و کار فارغ‌التحصیل شد. راب والتون در سال 1969 از دانشکده حقوق دانشگاه کلمبیا در شهر نیویورک مدرک دکترای حقوق گرفت و به عنوان عضوی از بنگاه وکالتی که امور حقوقی وال مارت را انجام می‌داد، تا زمان مرگ پدرش مشغول به کار شد. او دو روز پس از مرگ پدرش در 7 آوریل سال 1997 به عنوان رییس هیات مدیره وال‌مارت انتخاب شد. اخیرا با انجام شراکت‌های والتون با گروه‌های بین‌المللی حفاظت از محیط زیست، وال مارت به شرکتی طرفدار محیط‌زیست تبدیل شد.وال مارت حتی پس از رکود اقتصادی اخیر در دنیا نیز به واسطه گستردگی در سطح جهان و قیمت‌های پایین کالاهایش همچنان بزرگترین شرکت فروشگاه‌های زنجیره‌ای دنیا باقی مانده‌است. این شرکت با بیش از 1/2 میلیون کارمند و 7200 شعبه در سرتاسر جهان به حدود 200 میلیون مشتری خدمات ارائه می‌کند. نكته قابل توجه این است كه ثروت خانواده والتون‌ها بالغ بر 50میلیارد دلار است كه مجموعا از ثروت بیل‌گیتس 25درصد بالاتر است.

http://www.donya-e-eqtesad.com/News/2068/30-01.jpg

جان والتون

http://www.donya-e-eqtesad.com/News/2068/30-02.jpg

كریستی والتون

http://www.donya-e-eqtesad.com/News/2068/30-03.jpg

منبع:ویوان نیوز


ساموئل والتون

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 16:13  توسط حسن محمودی  | 

وزن پول در ترازوی خوشبختی

وزن پول در ترازوی خوشبختی

وزن پول در ترازوی خوشبختی

اگر بگوییم یكی از گزینه‌های اصلی، پول است اشتباه نكرده‌ایم. حالا شاید انگشت شمار باشند كسانی كه پول را چرك كف دست می‌دانند،


خوشبختی چیز عجیبی است، درست مثل یك معجزه، وقتی می‌آید گام هایش آنقدر آرام است كه شاید حتی صدای پایش را نشنوی اما وقتی نیست دردش را تا مغز استخوان حس می‌كنی. خوشبختی یك حس درونی است، هیچ‌كس غیر از خودمان نیز نمی‌تواند خوشبختمان كند، خوشبختی حاصل نوع نگاه ما به زندگی است، تعبیری متفاوت از بودن و برداشتی آزاد از زندگی.
 
برای خوشبخت بودن، خیلی چیزها باید دست به دست هم بدهند یعنی تكه‌های پازل زندگی باید با هم چفت شوند، بعضی‌ها هم می‌گویند باید كمی شانس بیاوری تا هندوانه دربسته زندگی ات خوش آب و رنگ از كار در بیاید. شاید هم یك اتفاق خوب لازم باشد؛ حادثه‌ای كه مسیر زندگی را به سمت خوشبختی بگرداند.

به دنیا آمدن در خانواده‌ای مهربان و اهل علم، متولد شدن با استعدادی خدادادی، پیشرفت در تحصیل و كار، پیش آمدن موقعیت‌های استثنایی برای رشد، انتخاب كردن همسری ایده‌آل، تشكیل خانواده‌ای بی‌حاشیه و... احساسی سرشار از خوشبختی به ما تزریق می‌كند كه شاید كمتر چیزی در این دنیا قادر به ساختنش باشد.

زندگی با آدم‌هایی كه ما را همان‌گونه كه‌هستیم دوست دارند و داشتن آدم‌هایی كه به خاطر خوبی‌هایشان دوستشان داریم، اوج خوشبختی است. داشتن زندگی بی دغدغه، سرشار از احساس مثبت و اعتماد و عشقی كه هر لحظه در مكان و زمان جاری است، نهایت سعادتمندی است. اینها را نمی‌شود با هیچ چیز دیگر دنیا عوض كرد اما بعضی وقت‌ها در زندگی چیزهایی پا پیش می‌گذارند و آنقدر اهمیت می‌یابند كه نداشته‌هایمان را بزرگ و داشته‌هایمان را بی‌ارزش می‌كنند.

اگر بگوییم یكی از گزینه‌های اصلی، پول است اشتباه نكرده‌ایم. حالا شاید انگشت شمار باشند كسانی كه پول را چرك كف دست می‌دانند، چون حتی سرسخت‌ترین آدم‌ها هم به اجبار آموخته‌اند كه پول می‌تواند حلال بسیاری از مشكلات باشد.

با پول می‌شود خیلی كارها را انجام داد اما هرگز نمی‌شود محبت را با آن خرید. اصلا پول و عشق از یك جنس نیستند تا با هم معامله شوند ولی با پول می‌شود كسی را كه دوستش داری خوشحال كنی یا گرهی از كارش باز كنی. پول خوشبختی هم نمی‌آورد اما اگر خوشبخت باشی پول به زندگی‌ات رنگ و لعابی بیشتر می‌دهد. پول سعادت نمی‌آورد همان‌طور كه فقر قطعا بدبختی نمی‌آورد اما پول می‌تواند اسباب سعادتمندتر بودن را فراهم كند.

مهم نوع نگاه ما به زندگی است، این‌كه از دنیا چه بخواهیم و دنبال چه باشیم، این‌كه خوشبختی را در ثروتمند بودن جستجو كنیم یا كاسه و كوزه بدبختی را بر سر فقر بشكنیم، پس باید انتخاب كرد.

شادی یعنی پول بعلاوه 60 چیز دیگر

این شعاری خسته‌كننده نیست، چون روان‌شناسان نیز تایید كرده‌اند كه فقط با پول نمی‌توان خوشبخت بود. آنها ثابت كرده‌اند كه عوامل زیادی در شادی نقش دارند و تاكنون 60 عامل اساسی را كشف كرده‌اند؛ عواملی مثل دوستی، احساس احترام، اعتماد به نفس، خدمت به دیگران، پایگاه اجتماعی مناسب و همسر دلخواه، هرچند به باور آنها پول هم در زمره این عوامل قرار دارد ولی هرگز رتبه‌ای بهتر از چهاردهم به دست نمی‌آورد.

روان‌شناسان می‌گویند، فقر و ناكامی افراد را افسرده و ناشاد می‌كند اما وقتی میزان درآمدشان بالا می‌رود، لزوما شادی و نشاطشان بیشتر نمی‌شود. این در حالی است كه تحقیقی جدید نشان داده كه پول می‌تواند به عنوان یك داروی ضدافسردگی عمل كند یعنی جلوی نگرانی، اندوه و استرس‌ها را بگیرد ولی این‌كه پول به طور دائم شادی‌آفرین باشد، چیزی است كه هرگز ثابت نشده است.

هر شادی‌ای قیمتی دارد
خوشبختی را در هیچ فروشگاهی نمی‌فروشند پس خودمان باید دست به كار تولیدش شویم اما اگر تا به‌حال فكر می‌كردیم كه لزوما پول ما را به سمت خوشبختی می‌برد، حالا می‌دانیم كه در اشتباه بوده‌ایم. شاید مرور نتایج یك تحقیق جدید در این رابطه نیز به ما كمك كند. چندی قبل دانیل كانمان، روان‌شناس دانشگاه پرینستون و برنده نوبل اقتصاد سال 2002 با اعلام نتایج تحقیقاتش نشان داد كه پول نمی‌تواند برای ما عشق بخرد اما اگر درآمد بالایی نداشته باشیم، می‌تواند ما را شاد كند.

وی روی هزار آمریكایی مطالعه كرد و به این نتیجه رسید كه میزان افزایش شادی با سطح درآمد افراد در خطی موازی قرار دارند، با این شرط كه فرد سالی 75 هزار دلار درآمد داشته باشد. كانمان در این پژوهش از افراد خواست تا هر روز میزان شادی خود را براساس تجربه احساسات مختلف مثل رضایت، ناراحتی، نگرانی و لذت تعیین كنند و پس از آن براساس میزان رضایت خود از زندگی، امتیازی از صفر تا 10 به خود بدهند.

او به نتایج جالب توجهی رسید و دریافت میزان رضایت از زندگی به صورت ثابتی با افزایش درآمد افزایش پیدا می‌كند، شادی نیز با افزایش درآمد بیشتر می‌شود اما به شرطی كه درآمد از سالی 75هزار دلار بیشتر یا كمتر نباشد. این در حالی است كه برای افرادی كه بیش از این مقدار درآمد دارند، میزان شاد بودن به عوامل دیگری بستگی دارد. كانمان سرانجام به نتیجه جالب دیگری نیز دست یافت و اعلام كرد كه بحران‌های عاطفی ناشی از تجربیات منفی مثل طلاق یا ابتلا به بیماری در كنار فقر تشدید می‌شود. یعنی شاید پول نتواند شادی را برای فرد به ارمغان بیاورد اما بی‌پولی به‌طور قطع با دردها و بحران‌های عاطفی در ارتباط است.

خوشبختی در كاسه سرمان است
آنهایی كه می‌گویند با پول می‌شود تا حدی خوشحال بود، بیراه نمی‌گویند چون وقتی ثروت می‌تواند گرهی از كار ما باز كند، معلوم است كه خوشحالی به دنبالش می‌آید. البته پول داشتن همه چیز نیست، چون اصولا هیچ چیز مطلقی در دنیا وجود ندارد ولی آنچه از همه مهم‌تر است، این است كه بدانیم خوشبختی جایی نیست جز در كاسه سر ما.

دكتر غلامرضا علیزاده، جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه می‌گوید: آخرین مطالعاتی كه در ایران انجام شده، نشان می‌دهد مردم روستایی احساس خوشبختی بیشتری نسبت به جمعیت شهرها دارند؛ این در حالی است كه مردم شهرها و روستاها از نظر سطح درآمد و امكانات زندگی تفاوت زیادی با هم دارند. به باور وی، این مساله نشان می‌دهد كه داشتن پول، شرط لازم برای خوشبختی است ولی شرط كافی به حساب نمی‌آید.

وی به «جام‌جم» می‌گوید: خوشبختی باید درون كاسه سر ما باشد اما گاهی وقت‌ها احساس می‌كنیم كه با فراهم كردن پول و امكانات زندگی به خوشبختی می‌رسیم؛ در حالی كه خانه‌های بسیاری از ما امروز به محل تجمع اسباب و اثاثیه‌ای تبدیل شده كه روزی فكر می‌كردیم باعث خوشحالی‌مان خواهند شد ولی حالا احساس خفگی و دلتنگی را در ما تشدید می‌كنند.

پولدارها خوشبختند؟
نگاه كردن از دور به خانواده‌ای كه از پشت شیشه‌های بالا كشیده ماشینی آخرین مدل، خوشحال به نظر می‌رسند خیلی از بیننده‌ها را به آه كشیدن می‌دارد. وقتی پس از كلی روی پا ایستادن كنار خیابان حتی یك تاكسی قراضه هم برای رسیدن به مقصد گیرت نیامده و در آن لحظه هم همان ماشین آخرین مدل و سرنشینانش با سرعت بالایشان گرد و خاك را به چشم و گلویت می‌فرستند، دیگر ایمان می‌آوری كه پول اگر نگهداری‌اش هم دردسر داشته باشد، لااقل این مزیت را دارد كه دغدغه رفت و آمد را نداشته باشی.

گذشتن از كنار مغازه‌های لوكس با ویترین‌هایی كه اجناس بسیار گران را به نمایش گذاشته‌اند ولی تو با دیدن قیمت‌ها كمی سبك و سنگین می‌كنی و می‌بینی كه با حقوق یك ماهت شاید فقط بتوانی چند جنس كوچك تزئینی را بخری، دوباره ممكن است بغضت را بتركاند و آه حسرت را از گلویت بیرون بریزد.

دیدن آنهایی كه به خاطر داشتن پول مدام رخت سفر به تن دارند یا با آدم‌هایی خاص رفت وآمد می‌كنند یا به خاطر احترامی كه میان مردم دارند، كارهایشان سریع‌تر از بقیه راه می‌افتد هم می‌تواند احساساتی مشابه ایجاد كند. وقتی ما به خاطر دیدن داشته‌های دیگران و مقایسه آن با نداشته‌های خودمان بغض می‌كنیم و افسوس می‌خوریم، اولین حسی كه دچارش می‌شویم، حس بدبختی است. البته شاید این حس كمی طبیعی باشد، چون به هر حال همه آدم‌ها با نسبت متفاوت ، زندگی در رفاه را دوست دارند. این نكته هم بسیار مهم است كه برخلاف باور بعضی‌ها فقر و نداری نه تنها موجب فخر نیست اگر در كنار عوامل ناخوشایند دیگر قرار بگیرد، معنایی جز تشدید بدبختی ندارد.

اما تجربه ناخوشایند زندگی آدم‌هایی كه در زندگی جز پول هیچ چیز دیگری ندارند و برخلاف نظر مردم خوشبخت نیستند، آدم را به فكر فرو می‌برد. چندی قبل آماری منتشر شد كه نشان می‌داد 68 درصد ازدواج‌های انجام شده در یكی از تالارهای مشهور تهران منجر به طلاق شده است، یعنی از 100 زوجی كه جشن ازدواجشان را در این تالار برگزار كرده‌اند، 68 موردشان كارشان به طلاق كشیده است. این در حالی است كه عمر زندگی مشترك این عده به یك‌سال نیز نرسیده است، به طوری كه وقتی مدیر تالار قصد داشته از كسانی كه در یك سال گذشته مراسم خود را در این تالار برگزار كرده‌اند برای برگزاری جشن سالگرد ازدواجشان دعوت كند، 68 درصدشان اعلام كرده‌اند كه ازدواجشان به طلاق انجامیده است.

این در شرایطی است كه گفته می‌شود در برخی ازدواج‌های این تالار، میزان مهریه تعیین شده سكه بهار آزادی به ارتفاع قله‌های هیمالیا (8000 متر) و دماوند (نزدیك به 6000 متر) تعیین شده و در یكی از این جشن‌های عروسی ارزش تقریبی خودروهای مهمانان حاضر در تالار، نزدیك به 20 میلیارد تومان برآورد شده است.

این آمارها حد اعلای ثروت را نشان می‌دهند و ثابت می‌كنند كه فقط با پول و امكانات نمی‌توان به خوشبختی رسید. شاید اگر این زوج‌های جوان تا این حد ثروتمند نبودند و برخی كاستی‌ها در زندگی‌شان آنها را به حركت و تلاشی دو نفری وامی‌داشت، آن وقت شوق به دست آوردن چیزهایی كه تاكنون نداشته‌اند، آنها را در كنار هم نگه می‌داشت.

شاید اگر این عروس و داماد‌ها بجز فكر كردن به شركت در مسابقه تجملات، در اخلاق و روحیات یكدیگر دقیق می‌شدند و كسی را انتخاب می‌كردند كه‌ غیر از پول، محسنات دیگری نیز داشت، آن‌وقت راحت‌تر با هم كنار می‌آمدند و به خاطر خوبی‌های یكدیگر به تعهدی كه داده‌اند، پایبند می‌ماندند.


خوشبختی را تمرین كنیم
پس اگر پول فقط شرط لازم خوشبختی است و برای شاد بودن به تنهایی كفایت نمی‌كند، باید دنبال چیزهایی بود تا به ما یاد بدهند برای خوشبخت بودن باید دست به تكرار و تمرین زد. البته كسی در زندگی به خوشبختی می‌رسد كه خودش دنبال آن باشد، چون كسی كه فكرش گرد داشتن زندگی خوب نمی‌گردد، هیچ‌وقت به خوشبختی نمی‌رسد؛ چون هرگز شاد بودن و شاد كردن دیگران، گمشده‌اش نبوده‌اند.

ولی ساختن زندگی‌ای كه خروجی‌اش چیزی جز احساس لذت و خوشبختی نیست، واقعا زیباست. چنین خانواده‌هایی نیز ویژگی‌هایی دارند كه می‌توان با شاخص قرار دادن این ویژگی‌ها فهمید كه آدم‌های اطراف ما و حتی خودمان تا چه حد خوشبخت هستیم.

علم روان‌شناسی می‌گوید، یكی از مهم‌ترین مشخصه‌های خانواده خوشبخت، خوش‌اخلاقی، خوش‌خلقی و خوش‌رفتاری در میان اعضای آن است؛ یعنی آدم‌هایی كه در بدترین شرایط هم می‌توانند عصبانیت خود را كنترل كنند و اگر عصبانی شدند پا را از مرز احترام فراتر نگذارند. همكاری، همفكری و هماهنگی نیز رمز بقای خانواده خوشبخت است، بویژه آن‌كه هنگام بروز مشكلات این هماهنگی بیشتر و با صبر و حوصله برطرف شود.

در میان اعضای خانواده خوشبخت الفاظ خودخواهانه نیز رد و بدل نمی‌شود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقی معتقدند و در قبال یكدیگر احساس مسوولیت می‌كنند. خانواده خوشبخت با هدف و برنامه‌ریزی پیش می‌رود، در حالی كه اعضای آن به هم اعتماد دارند و از اعتماد هم سوءاستفاده نمی‌كنند.

آدم‌های خوشبخت همیشه همراه یكدیگرند و هرگز در مهمانی‌ها و كارهای مربوط به خانه تنها ظاهر نمی‌شوند، چون اعتقاد دارند كه همدلی و همفكری شرط بقای خانواده است. آنها مرتب از اوضاع نیز شكایت نمی‌كنند و دیگران را نیز مقصر موفق نبودنشان نمی‌دانند، بلكه می‌كوشند برای آینده‌ای بهتر طرحی نو بریزند.

اعضای یك خانواده خوشبخت به سلامت جسم و روان یكدیگر نیز اهمیت می‌دهند و اگر مشكلی پیش آمد، در كنار هم می‌مانند. آنها چیزی را از یكدیگر پنهان نمی‌كنند و دیكتاتوری، زور و قدرت‌طلبی بر خانواده‌شان غلبه ندارد. زن و شوهر در چنین خانواده‌ای به خاطر همدیگر زندگی می‌كنند، یعنی اول خود و بعد دیگران، در حالی كه زندگی آنها به خاطر فرزند، ترس از طلاق، حرف مردم، مهریه و... نیز ادامه پیدا نمی‌كند. چنین زوج‌هایی خود را رفیق هم می‌دانند نه رقیب هم، برای همین همیشه در كنار هم قرار می‌گیرند.

آدم‌هایی كه عضوی از یك خانواده خوشبخت هستند، می‌دانند كه خوشبخت كسی است كه صبح با لبخند برمی‌خیزد و با لبخند سر بر بالین می‌گذارد و مرتب پیش خود این جمله را مرور می‌كند كه ما در زندگی به آن چیزی می‌رسیم كه همیشه به آن فكر می‌كنیم و آن چیزی را به دست می‌آوریم كه همواره طلب كرده‌ایم.

حمید بروغنی

گردآوری:گروه سبک زندگی سیمرغ

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 16:12  توسط حسن محمودی  | 

روش سازماندهي يك تيم مديريت سرمايه

وش سازماندهي يك تيم مديريت سرمايه










همه ي كارها را به درستي انجام داده ايد. پولي به دست آورده ايد، عاقلانه سرمايه گذاري كرده ايد، پس انداز كرده ايد، و درآمدتان را هم هوشيارانه خرج ميكنيد. اما مشكلي وجود دارد: براي كنترل و پيشبرد ثروتتان به اندازه كافي وقت نداريد. چه بايد بكنيد؟ اگر مي خواهيد به طريقي حرفه اي ثروتتان را به كار بيندازيد، اداره امور را به يك تيم برنامه ريزي و مديريت سرمايه بسپاريد

 

روش سازماندهي يك تيم مديريت سرمايه
 همه ي كارها را به درستي انجام داده ايد. پولي به دست آورده ايد، عاقلانه سرمايه گذاري كرده ايد، پس انداز كرده ايد، و درآمدتان را هم هوشيارانه خرج ميكنيد. اما مشكلي وجود دارد: براي كنترل و پيشبرد ثروتتان به اندازه كافي وقت نداريد. چه بايد بكنيد؟ اگر مي خواهيد به طريقي حرفه اي ثروتتان را به كار بيندازيد، اداره امور را به يك تيم برنامه ريزي و مديريت سرمايه بسپاريد. در اين مقاله به شما نحوه كار را توضيح مي دهيم.


گرد آوردن تيم

يك تيم مديريت سرمايه شامل افراد زير است:
1. يك طراح و برنامه ريز مالي

 2.يك وكيل

3.يك متخصص مالياتي/حسابدار

4.يك متخصص بيمه


برخي از افراد و شركت ها قادرند چند مورد از اين پُست ها را اداره كنند اما هيچ كس نمي تواند به تنهايي عهده دار همه ي اين وظايف شود. برخي افراد ثروتمند براي هر يك از اين پُست ها يك لشگر مسئول كرده اند. اما اگر شما يك ميليونر عادي هستيد، براي هر يك از اين پُست ها يك نفر را هم بگماريد كافي است تا كارهاي شما را به طور پيوسته كنترل كند.

برنامه ريز مالي


وظيفه اين فرد رشد و توسعه سرمايه شماست، از اينرو بايد توانايي به كار بردن سرمايه شما را در حوزه هاي مختلف، از جمله املاك و مستغلات، سهام و كالاهاي مصرفي داشته باشد. پيدا كردن فردي با همه ي اين مهارت ها كار دشواري است، از اينرو بايد در انتخاب خود بسيار دقت داشته باشيد.


حقوق و دستمزد برنامه ريز مالي شما بستگي به نوع سرمايه گذاري هايي دارد كه براي شما انجام مي دهد. يك مشاور يا شركتي كه قسمتي از ثروت شما را در املاك و مستغلات سرمايه گذاري مي كند، نماينده و كارگزار شما در معاملات خواهد بود. درصدي كه از آنِ او مي شود، قابل بحث و مذاكره است.


برنامه ريز مالي كه ثروت شما را در سهام و اوراق قرضه سرمايه گذاري مي كند، بايد درصدي از مبلغ كلي را علاوه بر يك درآمد سالانه صاحب شود. اين مبلغ نيز برحسب ميزان كل حساب متغير است.


وكيل


بايد به دنبال يك وكيل تجاري باشيد. وكيلي كه آگاه به كليه امور املاك و مستغلات، طرح ريزي املاك و ماليات باشد. با اينكه وكيل نمي تواند مستقيماً براي شما پول درآورد، اما شغل او مهمترين شغل تيم برنامه ريزي شماست. چرا؟ چون فقط اوست كه مي تواند به شما كمك كند تا سرمايه تان را به خاطر معاملات بد و عدم صداقت و درستكاري ساير اعضاي تيم از دست ندهيد. البته براي اين منظور لازم است كه وكيلتان را در جريان كليه امور قرار دهيد. وكيل هاي كاركشته و حرفه اي حداقل ساعتي 50 هزار تومان يا حتي بيشتر براي شما هزينه خواهند داشت، اما مطمئن باشيد كه ارزشش را دارد چون با داشتن يك وكيل مطمئن ديگر خيالتان از هر بابت راحت خواهد بود.


حسابدار


وظيفه حسابدار رسيدگي به حسابهاي مالي روزمره شماست. اوست كه اعتبار كارت اعتباري شما را كنترل ميكند، رهن و اجاره ها را پرداخت مي كند و با توجه به فصل ماليات، سعي مي كند تا آنجا كه مي شود پولتان را پس انداز كند. احتمالاً گفتگو و برخورد شما با حسابدارتان بيشتر از ساير اعضاي تيم خواهد بود.


بااينكه بيشتر حسابدارهاي حرفه اي ساعتي حقوق مي گيرند، اما مطمئناً كارهاي شما پيچيده تر از آن است كه با چند ساعت قابل رسيدگي باشد. به همين منظور بهتر است حسابدارتان را ماهانه استخدام كنيد تا بتواند با دقت بيشتر به امور مالي شما رسيدگي كند تا شما هم خيالتان از بابت امور مالي روزمره تان راحت باشد. البته كارهايي مثل مشاوره هاي مالياتي، مشاوره در معاملات و سرمايه گذاري هزينه هاي مجزا در بر خواهد داشت.

كارگزار بيمه


اگر سرمايه و دارايي هايتان زياد است، براي امور بيمه خود نياز به كسي داريد كه خانواده، كار و احتياجات شما را به خوبي بشناسد. اما تازمانيكه بيمه نامه را دريافت نكرده اي پولي نمي پردازيد. البته دارايي هاي بزرگ، كميسيون هاي گزافي هم خواهند داشت.


شركت هاي مديريت سرمايه

همه ي مؤسسات مالي، مديريت سرمايه خصوصي ارائه مي دهند. پيدا كردن چنين مؤسساتي كار چندان دشواري نيست. قسمت مشكل كار پيدا كردن يك مؤسسه خوب از اين نوع است. در اين قسمت راهنمايي هايي را در اين زمينه براي شما مطرح مي كنيم.


روابط خصوصي

تا مي توانيد با انواع بانكدارها صحبت كنيد. هر سوالي كه داريد آزادانه از آنها بپرسيد. حتي مي توانيد از آنها بپرسيد كه اگر نصفه شب وسط يك شهر غريب كارت اعتباريتان را گم كرديد چه بايد بكنيد، يا اينكه آيا مي توانند براي انجام يك معامله به كمك شما بيايند. حقيقت اين است كه كارهايي كه اين بانكدار خصوص براي شما انجام مي دهد، تقريباً مشابه كاري است كه كارمد بانك محلتان انجام مي دهد. اما تفاوت اينجاست كه بانكدار خصوصي منتظر تماس شما و كاملاً در اختيار شخص شماست، برعكس مورد ديگر.

شهرت لفظي

در انتخاب شركت برنامه ريزي سرمايه، استفاده از تجربيات و نظرات ديگران مي تواند مفيد باشد. اما نبايد فقط به حرف ها و نظرات دوستان يا حتي يك فرد متخصص اكتفا كنيد. نبايد بگذاريد كه شهرت يك موسسه توجه شما را به خود جلب كند، بايد تا مي توانيد تحقيق و بررسي كنيد.

آموزش ببينيد

نشريات و روزنامه هايي را مطالعه كنيد كه معمولاً مهمترين و بزرگترين شركت هاي برنامه ريزي سرمايه را معرفي مي كند. يك تيم برنامه ريزي سرمايه اساساً براي تقسيم مسئوليت ها ايجاد مي شود، اما تنها مسئوليتي كه نبايد و نمي توانيد بر گردن كسي ديگر واگذار كنيد، مسئوليت تصميم گيري است. از اينرو بايد تا م يتوانيد اطلاعات خود را در اين زمينه ارتقاء دهيد.


مديريت سرمايه


استخدام يك تيم برنامه ريزي سرمايه خوب و درستكار به نظر كار دشواري مي آيد، اما وقتي افراد مناسب را دور خود جمع كرديد و يك گروه عالي درست كرديد، آرامش فكري پيدا خواهيد كرد. اما دو چيز هست كه هميشه بايد به ياد داشته باشيد.


اول اينكه، هميشه كارهاي آنها را زير نظر داشته و كنترل كنيد تا به صداقت آنها اطمينان پيدا كنيد. دوم اينكه، هميشه به دنبال يك گروه بهتر باشيد. البته خوب است كه با يك سري افراد خاص به طور پيوسته كار كنيد، اما گر كسان ديگري پيدا شوند كه بتوانند بهتر براي شما كار كنند و سرمايه تان را افزايش دهند، نبايد از آنها بگذريد. اين روابط شخصيتان نيست، تجارت است!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 16:11  توسط حسن محمودی  | 

هفت نکته برای شروع یک سرمایه گذاری موفق

هفت نکته برای شروع یک سرمایه گذاری موفق















هفت نکته برای شروع یک سرمایه گذاری موفق

سایتAbout ، به منظور اجتناب از برخورد با مشکلات سرمایه گذاران جهان در رابطه با تخمین نرخ رشد کمپانی ها ،نحوه ریسک برای تجارت های پر بازده ومدیریت خرید سهام ،هفت نکته کلیدی را پیشنهاد کرده است.

 
سایتAbout ، به منظور اجتناب از برخورد با مشکلات سرمایه گذاران جهان در رابطه با تخمین نرخ رشد کمپانی ها ،نحوه ریسک برای تجارت های پر بازده ومدیریت خرید سهام ،هفت نکته کلیدی را پیشنهاد کرده است.

 

به گزارش ام بی ای نیوز و به نقل از سایت About.com راهنمایی های معرفی شده برای آغاز یک سرمایه گذاری موفق به شرح زیر است:

1.در ارزیابی های خود ،رفتاری محافظه کارانه در پیش بگیرید.سرمایه گذاران معمولا رفتاری ویژه در برقراری ارتباط میان حوادث جدید و آینده در پیش می‌گیرند. وقتی شرایط خوب باشد آنها به آینده خوشبینانه می‌نگرند. ریسک اصلی، پرداخت هزینه بیش از حد برای تجارت های پر بازده نیست بلکه صرف هزینه ای فراوان برای شرکت هایی با سود دهی متوسط در روزهای خوب احتمال خطر را افزایش می‌دهد.
به منظور اجتناب از برخورد با چنین مشکلاتی باید احتیاط را رعایت کنید. این امر به خصوص در رابطه با تخمین نرخ رشد یک کمپانی در آینده در کنار بررسی احتمال بازگشت سرمایه اهمیت زیادی پیدا می‌کند.

2.تنها سرمایه هایی را خریداری کنید که با یک تخفیف قابل توجه نسبت به ارزیابی شما از قیمت اصلی فروخته می‌شوند.
پس از بررسی قیمت اصلی یک سهام خاص شما باید بر روی امتیاز اضافه به عنوان ضمانت اصرار بورزید. برای مثال چنانچه ارزیابی شما از قیمت سهام یک شرکت 14 دلار و 29 سنت باشد، قیمت 12 دلار و 86 سنت راضی کننده نخواهد بود زیرا 10 درصد تخفیف ،ضمانتی مطمئن برای شما به شمار نمی‌رود.

 

3.محدودیت های خود را شناخته و فقط سهامی را بخرید که اطلاعات کافی درباره آن به دست آورده‌اید.
شما چگونه می‌توانید آینده وضعیت سهام یک شرکت را حدس بزنید. برای مثال در مورد کوکا کولا شما می‌توانید با نگاهی به مصرف سرانه محصولات این شرکت در کشور های مختلف جهان، هزینه های مصرف شده مانند قیمت شکر، سابقه مدیریت بر روی سرمایه اولیه و مسایل دیگر به یک ارزیابی شخصی از عملکرد این برند و به تبع آینده آن دست یابید. این کار امکان یک تصمیم گیری منطقی را برای شما فراهم می‌کند.'

فقط شناخت و بررسی وضعیت اقتصادی یک برند و پیش بینی آینده آن در پنج تا 10 سال آینده می‌تواند زمینه ساز خرید بخشی از سهام آن کمپانی شود. در بسیاری از موارد ترس از بر باد دادن یک شانس بزرگتر شما را در بر می‌گیرد. در این گونه موارد استفاده از اطلاعات موجود در تکنولوژی های جدید نظیر اینترنت یا تلویزیون می‌تواند بر دانش شما در این زمینه بیفزاید.

4.نگاهی منطقی به قیمت بیندازید.
یک قانون در ریاضیات وجود دارد که عمل به آن اجتناب ناپذیر است: هر چه بیش از میزان بازدهی یک سرمایه برای آن هزینه پرداخت کنید، سوددهی آن به مراتب برای شما کمتر خواهد شد.

فرض کنید که خانه‌ای با قیمت 500 هزار دلار در یک منطقه بسیار خوب خریداری کرده‌اید. یک هفته بعد کسی بر در خانه کوبیده و پیشنهاد خرید خانه به قیمت 300 هزار دلار را به شما ارائه می‌دهد.

 شما حتما به توصیه او خواهید خندید. به همین ترتیب در بورس نیز شما ممکن است تحت تاثیر دیدگاههای منفی دیگران قرار گرفته و سرآسیمه سهام خریداری شده را دوباره به فروش بگذارید.

این قبیل افراد ممکن است به شما بگویند که هزینه پرداختی از طرف شما بسیار بیشتر از ارزش واقعی سهام مورد نظر بوده است.به منظور خرید سهام پس از یک ارزیابی منطقی شما باید تخفیف بزرگ در قیمت سهام را به عنوان یک فرصت مناسب برای سرمایه گذاری در نظر بگیرید.

5.هزینه های اضافی را به حداقل کاهش دهید.معاملات تجاری به طور مکرر می‌تواند ضمن بالا بردن هزینه های کمیسیون و مالیات ها موفقیت‌های پیش بینی شده شما را در طولانی مدت کاهش دهد.
به طور مثال تصور کنید که در سن بیست ویک سالکی برنامه ای برای کار و فعالیت تا سن شصت و پنج سالگی خود پیش بینی می‌کنید. به این تریتب هر سال می‌توانید 10 هزار دلار برای آینده خود پس انداز کنید. اگر محاسبات شما به همین روند ادامه پیدا کند، تا زمان بازنشستگی 10 درصد به سرمایه شما افزوده خواهد شد. حال اگر کاری کنید که بتوانید مانع از پرداخت یک سری هزینه های اضافی بشوید، این سود دهی دو درصد رشد داشته و به 12 درصد خواهد رسید.

6.در تمام مدت چشمان خود را باز نگه دارید.
با نگاهی دقیق در تمام طول مدت سرمایه گذاری می‌توانید به نوعی احساس رضایت از سرمایه گذاری خود دست پیدا کنید. جستجو و بررسی تمام شرکت هاٰ، بررسی درآمدها و سود دهی آنها، آشنایی با نحوه مدیریت آنها و توجه به نکات راهنما در خرید سهام می‌تواند در این راه کمک شایانی به شما بکند.

7.به محض مواجهه با یک فرصت مناسب سرمایه خود را به آن اختصاص دهید.
فرض کنید که یک سرمایه گذار خواهان سرمایه گذاری در بخش مسکن در مناطق شهری است. او ممکن است سولاتی از این قبیل را از خودش بپرسد: آیا رشد قیمت این خانه در مقایسه با هزینه خرید آن بیشتر خواهد بود؟ چنانچه پاسخ مثبت است آیا تغییرات آماری دراین منطقه نسبت به شرایط کنونی افزایش قابل توجهی یافته و در نتیجه موجب رشد قیمت این خانه ها خواهد شد؟ آیا از این کار سوددهی کلانی نصیب او خواهد شد یا منافع بسیار کمی برای او به بار خواهد آورد؟
یک سرمایه گذار دور اندیش با اطمینان از نتایج مثبت این کار خود فرصت را مغتنم شمرده و در اولین فرصت بدون هیچ گونه شک و تردید تصمیم خود را به اجرا در می‌آورد.

گردآوری:گروه سبک زندگی سیمرغ


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 16:10  توسط حسن محمودی  | 

راز ثروتمند شدن چيني ها

راز ثروتمند شدن چيني ها


نويسنده: سيد حسين امامي




    ۲۳۰ سال پيش آدام اسميت در كتاب مشهور ثروت ملل در مورد اقتصاد چين نوشت: «به نظر مي آيد چين براي سال هاي طولاني ايستا و بدون تغيير بوده و احتمالاً از مدت ها قبل مجموعه اي از ثروت ها را اندوخته است كه با ماهيت قوانين ونهادهاي اين كشور سازگار بوده است. ولي اين دستاوردها، در صورت وجود قوانين و نهادهاي ديگر، در مقايسه با منابع خاك، شرايط آب و هوايي و موقعيت اين كشور بسيار اندك است. كشوري كه تجارت خارجي را كنار گذاشته است و بدان توجهي ندارد وتنها اجازه مي دهد كه كشتي هاي خارجي در يك يا دو بندر اين كشور پهلو بگيرند، نمي تواند به اندازه زماني كه قوانين و مقررات به آن اجازه مي دهد تجارت داشته باشد. همچنين دركشوري كه در آن ثروتمندان يا مالكان سرمايه هاي بزرگ از امنيت بالايي برخوردار هستند و فقيران يا مالكان سرمايه هاي كوچك فاقد اين امنيت هستند... مقادير ذخاير به كار گرفته شده در رشته هاي مختلف مبادلات تجاري هرگز نمي تواند معادل ظرفيت هاي طبيعي باشد كه اين كشور از آن برخوردار است. در هر رشته متفاوت، ظلم و ستم به فقيران موجب ايجاد انحصار براي ثروتمندان مي شود كه با جذب كل تجارت، قادر به ايجاد سودهاي زيادي براي خود مي شوند.»
    منظور اسميت اين بوده كه ناتواني چين براي رقابت با جهان خارج موجب محدود شدن چشم انداز رشد وتوسعه اين كشور و موجب جدايي فقير و غني شده است. بعد از اين تاريخ نيز چين مورد تاخت و تاز و اشغال قدرت هاي خارجي قرار گرفت و پس از آن نيز وقوع انقلاب كمونيستي موجب نابرابري در ثروت و درآمدها شد. در بين سال هاي ۱۹۶۱-۱۹۵۸ قحطي در چين جان حدود ۳۰ ميليون نفر را گرفت. اين نابساماني ها، فقر و مشكل ها همچنان ادامه داشت.
    * نقش مديريت اقتصادي در توسعه
    نخستين مرحله از گذار اقتصادي چين در سال۱۹۷۸ در زمان «دنگ شيائو پينگ» انجام گرفت. وي براي مقابله با مشكلات اقتصادي كه از دوران «مائوتسه دون» باقي مانده بود به اقتصاد بازار روي آورد. او در اين تصميم تا اندازه اي مصر بود كه هنگامي كه دانشجويان چيني در اعتراض به افزايش فشار اقتصادي بر مردم، در سال۱۹۸۹ در ميدان «تيان آنمن» دست به تظاهرات زدند، به ارتش دستور سركوب داد و عده زيادي را به خاك و خون كشيد. مرحله آخر اين گردش به راست در نهايت در سال۱۹۸۵ با تقاضاي عضويت چين در WTO انجام گرفت كه پس از ۱۴ سال درگيري با آمريكا در نهايت در تاريخ ۱۵ نوامبر ۱۹۹۹ پذيرفته شد. در پايان همان سال ۶‎/۵ ميليون كارگر چيني بيكار شده بودند. يك سال قبل از پذيرفته شدن چين در سازمان تجارت جهاني، آخرين دستور سازمان مبني بر حذف يارانه به كارگران براي خريد مسكن به اجرا درآمد. يك سال پس از پذيرش چين درWTO، تمام هزينه هاي رفاه اجتماعي توسط دولت چين حذف شد.از آن تاريخ به گزارش روزنامه China Daily ، تعداد كارگراني كه از كار بركنار شدند در ۳ سال ۴۰درصد افزايش داشته است. اين وضع در كشوري روي داد كه هيچ سنديكا يا اتحاديه كارگري مستقل از دولت وجود ندارد وتقريباً تمامي تظاهرات با قدرت ارتش سركوب مي شود.
    در سال،۲۰۰۰ «خصوصي سازي بزرگ» يعني خصوصي سازي بيش از دو سوم كارخانه هاي چين به دستور «جيانگ زمين» رئيس جمهور وقت و «ژورنگ ژي» نخست وزير صورت گرفت. در سال،۱۹۹۹ دولت چين رسماً اعلام كرد كه ۳۰۰ ميليون نفر چيني (تقريباً يك چهارم جمعيت)در فقر زندگي مي كنند. در برخي از نواحي چين متوسط مرگ كودكان ۳۰۰ نفر در ۱۰۰ هزار نفر بود، يعني كمي پائين تر از صحراي آفريقا. بر اثر واردات مواد غذايي از آمريكا، بيش از ۴۰ ميليون فرصت شغلي در بخش كشاورزي چين از بين رفت و ۵۷درصد از خانوارهاي روستايي با حداقل معيشت زندگي مي كردند و فقط ۵درصد ثروتمند بودند.
    ۲۸سال پيش دنگ شيائوپينگ بزرگترين ملت كره خاكي را به حركت طولاني در اقتصاد آزاد واداشت. او بعدها شعار «ثروتمند شدن هدفي است كه ارزش تلاش كردن را دارد» را اعلام كرد واكنون در شهرها به يمن توسعه مداوم، رفاه به سرعت افزايش پيدا مي كند و همزمان ۷۰۰ ميليون چيني در روستاها در حال رشد سطح زندگي اند. اين موضوع قطعي است كه چين به دومين قدرت بزرگ اقتصادي جهان تبديل شده است.
    * نقش كارآفرينان در توسعه
    همواره وجود كارآفرينان و سرمايه گذاراني كه بتوانند اقتصاد كشور را توسعه دهند مورد نياز همه كشورها بوده و همه كشورهاي صنعتي داراي چنين افرادي هستند. مسلماً چين از چنين امتيازي مستثني نبوده است. «چارلز ژانگ چائويانگ» كه به «بيل گيتس» چين شهرت يافته افكار مبتني بر بازار آزاد دارد. او معتقد است بازار خود به بهترين شكل مي تواند تصميم بگيرد كه چه چيزي كارآمدتر است. در امپراتوري اينترنتي وي موسوم به «سوهو» كه دفتر آن در قلب پكن واقع شده همه چيز تا حد شگفت انگيزي به يك شركت اينترنتي در كاليفرنيا شبيه است. در پشت رديف هاي رايانه كارشناسان و برنامه ريزان متعددي نشسته اند.
    كارآفرين ديگري به «نايك چين» (نايك نام شركت مشهور توليد كننده لوازم ورزشي در آلمان) معروف شده كه با كفش هاي ورزشي توليدي خود يك سوم بازار چين را در اختيار گرفته است. منطقه اي در چين وجود داردكه به لحاظ صنعتي آن را با ناحيه صنعتي «روهر» در آلمان مقايسه مي كنند. اين منطقه منچوري نام دارد و سرشار از ذخاير زيرزميني است. شركت هايي نظير بي ام و سرمايه گذاري در اين منطقه را آغاز كرده اند.در شهر بندري داليان در منچوري يك دره سيليكوني كوچك براي خدمات پيشرفته رايانه اي تأسيس شده است. در آنجا متخصصان جوان چيني در بازار جهاني، رقيبان جهاني را به مبارزه مي طلبند. چين بيش از هر اقتصاد ملي ديگري در دنيا دوچرخه كوهستان، دستگاه هاي مايكرو ويو و تلفن همراه توليد مي كند. به زودي در رشته كشتي سازي نيز چيني ها قدرت اول دنيا خواهند شد. در توليد خودرو نيز كشور ۱‎/۳ ميليارد نفري چين خيلي زود به آلمان خواهد رسيد.
    * سرمايه گذاري مستقيم و توسعه
    رشد چين شگفت آور است. امروزه چين بيش از هر كشور ديگري در دنيا سرمايه گذاري هاي مستقيم خارجي جذب مي كند. وزارت بازرگاني چين اعلام كرده است، در ۵ماهه نخست سال۲۰۰۷ سرمايه گذاري هاي مستقيم خارجي در چين ۱۰ درصد نسبت به ۵ ماهه نخست سال۲۰۰۶ افزايش يافته است.سرمايه گذاري هاي مستقيم خارجي در چين در ۵ ماهه نخست سال جاري به سطح ۲۵ ميليارد دلار رسيد كه اين رقم نسبت به ۵ ماهه نخست سال گذشته ۱۰ درصد افزايش نشان مي هد. براساس آمار وزارت بازرگاني چين، در ۵ ماهه نخست سال جاري بيش از ۱۵ هزار مؤسسه با سرمايه گذاري خارجي ايجاد شده اند. براساس برنامه ريزي دولت چين، در سال هاي آينده كيفيت استفاده از سرمايه گذاري هاي خارجي بهبود خواهد يافت و بازرگانان خارجي به سرمايه گذاري در مراكز پژوهشي، صنايع فناوري هاي پيشرفته و جديد، صنايع صرفه جويي در مصرف انرژي و محيط زيست، كشاورزي مدرن، صنعت خدمات مدرن و... تشويق خواهند شد.
    * ابر قدرت آينده اقتصادي
    امروز اقتصاد دنيا آمريكايي است، اما احتمال اين كه در آينده اي نزديك چيني شود، دور از ذهن نيست. امروزه چين صدر اخبار جهان را در دست دارد. روزي نيست كه در مورد اهداف، برنامه ها، كشف ها و اقدام هاي دور از ذهن و درحال پيشرفت چين اخباري مخابره نشود. چين بزودي قله اقتصادي جهان را از دست آمريكا مي گيرد.
    
    
    
    
    
    سيد حسين امامي
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 8:20  توسط حسن محمودی  | 

ثروت آفرینی در هزاره سوم از منظر لستر تارو


هر بنای کهنه کابادان کنند
    نی که اول کهنه را ویران کنند
    مولانا
    انقلابی در جریان است. در طول تاریخ، این اولین بار است که بشر می تواند مواد جدید بسازد و نانوتکنولوژی بیافریند. پایه های قدیم کامیابی فروریخته است. در تمام طول تاریخ بشر، منشا کامیابی، دستیابی به منابع طبیعی مانند زمین، طلا و نفت بوده است. ناگهان ورق برگشته و دانش به جای آن نشسته است. این عصر، عصر صنایع انسان ساخته بر پایه دانایی و توانایی های مغزی است. بیل گیتس، ثروتمندترین مرد دنیا، مالک چیزهای ملموس نیست. نه زمین دارد، نه طلا، نه نفت، نه کارخانه و نه فعالیت صنعتی دیگر. این نخستین بار در تاریخ بشر است که ثروتمندترین مرد دنیا فقط دانش دارد و بس. دانش پایه جدید ثروت است. چنین امری تاکنون سابقه نداشته است. در گذشته وقتی که سرمایه داران از ثروتشان سخن می گفتند، منظورشان مالکیت بر کارخانه و تجهیزات و منابع طبیعی بود. در آینده وقتی که سرمایه داری از ثروت خود سخن بگوید سخن او بر سر میزان دستیابی او بر دانش خواهد بود. حتی زبان تولید ثروت عوض خواهد شد.
    جابه جایی پایه های قدرت از قدرت های نظامی و اقتصادی به قدرت دانایی، نظم جهانی را با تحولات اقتصادی و سیاسی جوامع در جریان سازماندهی جدید مواجه ساخته و ازاین رو قوانین تغییرات اساسی کرده است. بنیان های اجتماعی بازی در این عرصه ها دستخوش تغییر شده است و مسلماً جوامعی که زودتر پی به قوانین بازی ببرند، برندگان این صحنه تحولات خواهند بود. لازمه بهره برداری از فرصت ها، آمادگی رویارویی با تغییرات است. لستر تارو، اقتصاددان ممتاز جهان، زوایای مختلف این تحولات عظیم را می شکافد. تارو شرح می دهد که مبنای ثروت آفرینی در اقتصاد امروز، دانش و تخصص است و کارآفرینان از دانش و اطلاعات ثروت می آفرینند و هشدار می دهد که کشوری ثروتمند می شود که راه بر شکوفایی کاشفان و نواندیشان خود بگشاید.
    جهان بیش از هر عصری دیگر میدان مسابقه اقتصادی شده و اقتصاد بیش از هر زمانی دیگر به علم و دانش و فکر و اندیشه متکی شده است. برندگان مسابقه ملت هایی هستند که مقتضیات و منابع با ارزش زمان را بشناسند و خود را به ابزارها و برگ های برنده مجهز کنند. اقتصادی بسته و موفق در درون مرزهای ملی وجود ندارد زیرا افزایش و گسترش انواع ارتباط های سریع ابعاد بین المللی اقتصاد و فناوری را تقویت کرده و نیاز به همکاری ملت ها را افزایش داده است.
    منابع باارزش و مولد ثروت این عصر، به نظر تارو، انسان ها هستند به شرطی که دانشمند، متخصص، کارورز، مخترع و مبتکر باشند. توانایی اقتصادی و وفور نعمت از بستر مغزهای پیراسته از جهل و آراسته به دانش سربرمی آورد نه از بستر منابع طبیعی، حتی اگر نفت یا طلا باشد.
    سومین انقلاب صنعتی دارد عناصر سازنده هرم ثروت را به ترتیبی جدید از نو می چیند. کسی به درستی نمی داند که قاعده بازی چیست. برندگان کسانی خواهند بود که ماهیت هرم ثروت را در اقتصادی متکی به دانش زودتر دریابند.
    
    قواعد بازی در قرن بیست ویکم
    قاعده اول: کسی از راه پس انداز پول خود به ثروتی هنگفت نرسیده است. ثروتمندان درپی یافتن فرصت هایی هستند که در شرایط عدم تعادل های بزرگ سرمایه گذاری کنند. راکفلر و بیل گیتس هر دو همین کار را کرده اند. در هر دو مورد پس انداز دوران عمرشان بخشی کوچک از کل ثروت آنها را تشکیل می دهد. کسی که پول خود را با دقت پس انداز و در شرایط تعادل طبیعی سرمایه گذاری کند می تواند در سن بازنشستگی خود راحت باشد، اما هیچ گاه ثروتمند نخواهد شد.
    قاعده دوم: شرکت ها و بنگاه های موفق باید وضع موجود خود را برهم بزنند تا نجات یابند. نظم کهنه را باید زمانی که هنوز سرپاست دور بریزند تا بتوانند نظم نو را به جای آن بسازند. اگر خود را در آب فرو نبرند، دیگران سرشان را زیر آب خواهند کرد.
    قاعده سوم: شرکت هایی که می خواهند رشدی سریع و سودی کلان داشته باشند باید از عدم تعادل های ناشی از تحول فناوری بهره برداری کنند، از تعادل های ناشی از توسعه بهره گیری کنند، یا اینکه عدم تعادل های جامعه شناختی ایجاد کنند. فعالیت های دیگر هرچه باشند و رشد کنند، بازدهی اندک دارند.
    قاعده چهارم: درک و تشخیص و پذیرفتن محدودیت های برخاسته از ضعف های ذاتی خود، آغاز خردورزی سازمان ها است. راز کامیابی در بکارگیری منابع خویش در جاهایی است که این ضعف ها خود را نشان ندهند.
    قاعده پنجم: هیچ عاملی جای مردان و زنان باکفایت و کارورز مدیر را نمی گیرد. برندگان این طایفه صاحب ثروت و قدرت می شوند، اما اگر اینها نباشند کشور فقیر و ناتوان می گردد. کهنه نمی رود، نو نمی آید.
    قاعده ششم: جامعه ای که نظم را از هر چیز دیگر برتر بداند، خلاق نخواهد بود. اما اگر درجه مناسبی از نظم نباشد، خلاقیت دود می شود و به هوا می رود.
    قاعده هفتم: از نظر علم اقتصاد، بازده اقتصادی سرمایه گذاری هرچه بیشتر در تحقیقات اجتماعی پایه و اساسی، چنان روشن است که جای چون و چرا ندارد.
    قاعده هشتم: سرمایه داری متکی به دانش و اطلاعات بدون وجود نظامی جدید که تکلیف مالکیت حقوق ناشی از دارایی علمی و فکری و تخصصی را روشن کند از کار خواهد افتاد. سرمایه داری به حقوق مالکیت روشن، بی چون و چرا و قابل اجرا نیاز دارد.
    قاعده نهم: بزرگترین مجهول برای کسی که در اقتصاد متکی به دانش زندگی می کند این است که چگونه یک کارراهه داشته باشد. در حالی که کارراهه ای وجود ندارد.
    قاعده دهم: فقط کسانی ابزار می سازند که دل در گرو آینده داشته باشند. کسانی که در ساختن ابزار کوتاهی می کنند، به رغم هر ادعایی، علاقه ای به آینده ندارند.
    قاعده یازدهم: پیشرفت اقتصادی و ارتقای سطح محیط زیست مترادفند، نه متضاد.
    راهی در پیش است و حرامی در پس
    اگر رفتی بردی، اگر خفتی مردی
    سعدی

مدیر وبلاگ حسن محمودی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 8:14  توسط حسن محمودی  | 

تکنیک های ساده برای پس انداز و کسب امنیت مالی

عاداتتان را تغییر دهید

جمله کلیشه ای که هیچوقت از زبان ها نمی افتد: “قدیم ها چیزها خیلی ارزانتر بود.” بله، تورم روی ارزش پولی که به زحمت درآورده اید بی تاثیر نیست. درست است، قبلاً با هزار تومان خیلی چیزها می شد خرید اما مردم معمولاً فراموش می کنند که ارزش پولشان بستگی به دورانی دارد که در آن زندگی می کنند. درست است که سی سال پیش میتوانستید با هزار تومان کلی چیز بخرید، اما حواستان باشد که آن روزها هم درآمدتان خیلی کمتر از الانتان بود.

مثلاً اگر یک چیز در سال ۱۹۶۰ یک دلار برایتان تمام می شد. امروز باید برای آن حداقل ۶ دلار بپردازید. تازه این درمورد دلار است، درمورد پول ایران که وضع خیلی مصیبت بارتر است.

صرفنظر از دورانی که در آن زندگی می کنید، لازم است که با راه های اصلی پس انداز پول آشنا شوید که پدرها و پدربزرگهای شما برای رسیدن به زندگی بهتر از آن استفاده می کردند.


الفبای پس انداز

اکثر والدین معمولاً درمورد اینکه توانسته اند شرایط تحصیلات مناسب را برای فرزندانشان فراهم کنند، به خود می بالند. اما متاسفانه آنها فراموش می کنند تا راه و روش پس انداز کردن پول را هم به فرزندانشان آموزش دهند.

در این مقاله قصد داریم شما را با چند و چون پس انداز و ذخیره ی پول آشنا کنیم.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 9:42  توسط حسن محمودی  | 

تفاوت های افراد موفق و ناموفق

تا به حال فکرکرده‌اید چرا عده‌ای در انجام کاری موفق می‌شوند و عده‌ی دیگری در انجام همان کار شکست می‌خورند ؟ به راستی رمز این موفقیت چیست که عده‌ای به آن می‌رسند و عده‌ای تا آخر عمر انتظار آن را می‌کشند؟ برای پاسخ دادن به این سوال باید ببینیم افراد موفق و ناموفق چه تفاوت هایی با هم دارند.

در زیر هفت تفاوت مهمی که افراد ناموفق با افراد موفق دارند را با هم بررسی می‌کنیم:

۱- آنها معنی صحیح موفقیت را نمی‌دانند: «نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود.» شما در مورد موفقیت چه فکر می‌کنید؟ به نظر شما موفقیت ذاتی است یا اکتسابی؟ جوابی که هر کس به این سوال می‌دهد تا حد زیادی بیانگر شخصیت و به نوعی عامل اصلی بودن او در موقعیتی که در حال حاظر دارد است خواه موققیت و رضایت از زندگی باشد خواه شکست و نارضایتی.

در مورد موفقیت سه باور عمومی وجود دارد:

 

موفقیت شانسی است: عده‌ای معتقد‌اند موفقیت شانسی است. اگر شما فکر کنید موفقیت شانسی است چقدر برای کسب آن تلاش می‌کنید؟ مسلم است هرگز!

اگر رفتار خود و دیگران را زیر نظر بگیرید خواهید دید که ما برچسب «شانس» را فقط به اجناس دلخواه خودمان می‌چسبانیم. به عنوان مثال دقت کنید مردم اکثرآ موفقیت های دیگران و شکست های خود را تقصیر شانس می‌اندازند.

مثلآ وقتی فاطمه خانم می‌فهمه پسر اکبر آقا کار و بارش حسابی گرففته و ماشین مدل بالا سوار می‌شود و… می‌گوید «خدا شانس بده!» ، «ما که از این شانس ها نداریم!» ولی اینکه این بیچاره چقدر برای کسب موفقیت تلاش کرده اصلآ در نظر گرفته نمیشه و «شانس» می‌شود تنها عامل کسب تمام این موفقیت ها.

اما اگر دختر همان فاطمه خانم دانشگاه قبول شود عامل شانس به کلی کنار گذاشته شده و علت کسب این موفقیت تلاش شبانه روزی ، هوش و ذکاوت ، استعداد و نبوغ دختر گلشان است.

پس باور کنید که شانس خوب فقط یک فرصت برای رسیدن به موفقیت و شانس بد فقط یک اتفاق است.
عامل اصلی هر آنچه برای ما اتفاق می‌افتد فقط خود ما و آنچه انجام می‌دهیم است.

موفقیت ذاتی است: عده‌ای معتقد‌اند موفقیت ذاتی است و افراد موفق موفق زاده می‌شوند. این باور اگر خود را یک انسان فوق العاده موفق بدانید زیاد بد نیست و تا حدودی باعث پیشرفت شما می‌شود ولی اگر خود را یک انسان شکست خورده بدانید چه طور؟ بهتر است برای کسب موفقیت تلاش کنید یا برای دوباره متولد شدن؟



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 9:42  توسط حسن محمودی  | 

صندوق های سرمایه گذاری

سرمایه، آرزو علی مدد: صندوق های سرمایه گذاری با هدف جذب سرمایه های مردمی راهی بازار سرمایه شدند. بیش از دو سال از حضور اولین صندوق سرمایه گذاری در بورس ما گذشته است و با وجود رشد و بازدهی مطلوبی که این نهادهای مالی از خود نشان داده اند متاسفانه بوق و کرنایی برای فعالیت شان در بازار به صدا درنیامد تا جایی که سرمایه گذاران تنها به دلیل بی اطلاعی از وجود چنین صندوق هایی حاضر به سرمایه گذاری در بازارهای پولی با نرخ های 9 یا 10 درصدی هستند. در حالی که نرخ حداقلی بازدهی این صندوق ها رقم 20 درصد را نشان می دهد.
به نظر می رسد که این نهاد مالی نوپا احتیاج به مراقبت بیشتری داشته و اگر هدف توسعه و رشد بازار سرمایه است باید توجه بیشتری به پررنگ کردن نقش آنها در بازار داشته باشیم. صندوق هایی که 19 درصد از سود را تضمین می کند به طور حتم انگیزه سرمایه گذاران را برای حضور تقویت می کند. اما عدم تبلیغ کافی و فرهنگ سازی برای عموم سبب شده است که بسیاری از سرمایه گذاران حتی از وجود این صندوق ها نیز بی اطلاع باشند.رضا کیانی رئیس اداره امور نهادهای مالی سازمان بورس با عنوان اینکه در حال حاضر 21 صندوق سرمایه گذاری در بورس فعالند به رشد خوب صندوق های سرمایه گذاری از سال گذشته تاکنون نیز اشاره کرد و گفت: «صندوق های سرمایه گذاری نزدیک به دو سال و نیم است که در بازار سرمایه فعالیت خود را آغاز کرده اند. نخستین صندوق سرمایه گذاری مربوط به بانک کارآفرین بود که فعالیت خود را از نیمه سال 86 و در اوراق بهادار با درآمد ثابت آغاز کرد. ارزش این صندوق در سال 86 حدود 20 میلیارد تومان بود که تاکنون رشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 9:41  توسط حسن محمودی  | 

سود در تولید نیست

رونق در بازار ارز وطلا

سود در تولید نیست

اقتصاد > بازار مالی  - بازدهی در بازارهای ارز و طلا از دیگر فضاهای سرمایه‌گذاری پیش افتاده است.
علی پاکزاد: سالهاست که شرایط اقتصادی ایران به زیان تولیدکنندگان بوده است و به همین دلیل همواره شاهد فرار سرمایه‌ها از فضاهای تولیدی و ورود سرمایه‌ها به بخش دلالی بوده ایم.
سرمایه‌گذاری در مبادلات کالایی باعث شده است کالاهایی که در بازار با مازاد تقاضا مواجه هستند در عمل مورد استقبال دارندگان سرمایه‌های سرگردان باشند.

در کنار بازارهای کالایی که معمولاً به تبع آشنایی با بازارهای آنها مورد استفاده دارندگان نقدینگی به عنوان بستر سرمایه‌گذاری قرار می‌گیرند کالاهای سرمایه‌ای و بورس عمومی وجود دارند که بخش عمده‌ای از سرمایه‌ها را به خود جذب می‌کنند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 9:40  توسط حسن محمودی  |